جنبش سبز، نومحافظه کاران، و "صدای آمریکا"

 

فرید مرجایی

 

"سخن اصلی ام این است که گرشت و امثال او (نئوکان ها) برای ضربه زدن به جنبش سبز از جنبش حمایت می کنند." عطا الله مهاجرانی

 

مقاله اخیر دکتر عطاالله مهاجرانی، «کیهان و سازمان سیا» ( 29 خرداد 1389) و سخنرانی ایشان در همایش «آسیب شناسی جنبش سبز» (7 تیر ماه 1389) از اهمیت خاصی برخوردار بوده، و بحث حساس و مهمی را برای اولین بار در صفوف «جنبش سبز» مطرح نموده است. ایشان بدرستی با تامل بر انگیزه اصلی عوامل نئوکان (نومحافظه کاران) آمریکا و وابستگانشان، هدف اقدامات مداخله جویانه آنها را صدمه به استقلال جنبش دموکراسی خواهی ارزیابی نموده اند.

 

برای تشریح این موضوع، دکتر مهاجرانی در مقاله خود به دو مورد «رائول مارک گرشت» و «مک کین» اشاره کرده و با نقد مواضع آنها در مورد ایران و جنبش سبز می گوید که "حمایت" و نگاه آنها نه در راستای دموکراسی، بلکه در راستای منافع استراتژیک آمریکا و اسرائیل در منطقه است. سپس ایشان این نکته را بررسی می کند که چگونه است که بعضی که خود را « سبز» معرفی میکنند، در عین حال به نئوکان های آمریکایی امید بسته و به تحولات کشور با نگاهی منطبق با دستگاه حکومتی آمریکا و اسرائیل مینگرند.

 

آقای «گرشت» از سخنگویان نحله «نومحافظه کاران» است و مطالب اش همواره در نشریات نئوکان منتشر می شده است. وی در مقاله «هرالد تریبیون» خود مینویسد که «جنبش سبز» پدیده ایست که آمریکا مدتها آرزویش را داشته است. دو سال پیش هم در دوره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سناتور «مک کین» شعر مضحکی در مورد بمباران ایران در جلو دوربین تلویزیون خوانده بود.

 

«گرشت» در خاطرات خود می نویسد که در دانشگاه پرینستون با توصیه یکی از اساتیدش (برنارد لوئیس، پیشکسوت حلقه ئنوکانهای دانشگاه) به سازمان سیا ملحق شد. وی 9 سال در قسمت «عملیات» سازمان سیا مشغول بکار بود. گرشت در خاطرات خود می افزاید که بعنوان مأمور سیا در کنسولگری های آمریکا در ترکیه و فرانسه بر آن بود که جاسوسهای ایرانی جذب و تربیت کند. در همین دوران، وی با نام مستعار «ادوارد شرلی» مطالبی جهت دار در مورد ایران نوشته و منتشر میکرد (1).

 

مسئله حساس در مورد آقای «گرشت» نه فقط سابقه کار وی در سازمان «سیا» بلکه مواضع افراطی و ایدئولوژی نئوکانی (نومحافظه کار) است که به اخراج وی از آن سازمان انجامید. علیرغم اهداف استراژیک «سیا» در جهت ایجاد و حفظ هژمونی آمریکا در جهان، آن سازمان از بخش مخزن فکری خود و تحلیل گران خود انتظار دارد که تحلیل های مبنی بر واقیعیات به رهبری سازمان ارائه دهند. به همین جهت، در زمان ریاست جمهوری «بیل کلینتون»،عوامل حلقه پر نفوذ نئوکان (نومحافظه کاران) جنگ تبلیغاتی را در درون سازمان «سیا» مبنی بر ناتوانی و ناکارآمدی آن براه انداختند. در این راستا، بعد از خروج از سازمان سیا، آقای گرشت هم در نوشته های خود انتقادات و حملاتی را مبنی بر عدم شایستگی سازمان «سیا» مطرح نمود (2).

 

با روی کار آمدن جرج بوش، نومحافظه کاران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتی را تحت کنترل خود گرفته، و حتی یک تشکیلات «اطلاعات موازی» را در پنتاگون بنا نمودند. 

 

بنابر این مواضع آقای «گرشت» و سناتور« مک کین» در مورد تحولات ایران تعجب آور نیست. «گرشت» و تنی چند از دیگر اعضای نئوکان سازمانی را بنام "بنیاد حمایت از دموکراسی" بنیاد نهادند که در واقع هیچ ارتباطی با دموکراسی واقعی ندارد بلکه برای تاثیر گزاری بر سیاست خارجی آمریکا بنا نهاده شده است (3).

 

بدین ترتیب پر واضح ات که هر کس که قرآن سر نیزه کرد، و یا هر کس که دستمال سبز بر نیزه افشاند، الزاما در باطن به مفاهیم دموکراسی، «استقلال» و «منافع ملی» متعهد نیست.

 

فرهنگ سطله نومحافظه کاران ریشه در «شرقشناسی سیاست زده» آنان دارد. پروفسور ادوارد سعید در یک مناظره علمی با برنارد لوئیس یادآور شد که بطور معمول خاورشناسان و باختر شناسان آکادمیک یک سمپاتی نسبت به منطقه و جامعه مورد پژوهش خود پیدا می کنند. سعید افزود که متأسفانه شرقشناسان نومحافظه کار بر عکس، به خاطر اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود، به یک خصومت و بعد «شرق ستیزی» مبتلا هستند. از زاویه دیگر، نظریه پرداز معروف جنگ ویتنام، ساموئل هانتینگتون هم قبلا متذکر شده بود که دموکراسی در خاورمیانه در راستای منافع آمریکا نخواهد بود. طبیعی است که بپرسیم که "منافع آمریکا" از نظر آنان چیست که آنرا در تضاد با دموکراسی در خاورمیانه می شمرند؟ بنابر این، اشک تمساح نومحافظه کاران آمریکایی و وابستگانشان در همین چارچوب تعبیر می شود.

 

بحق که نومحافظه کاران آمریکایی در "حمایت" شان از جنبش های دموکراتیک و مردمی، نعل وارونه می زنند.

 

وبسایت "ایندورینگ امریکا" ( به معنی "پایدار آمریکا") با نتخاب آرم پنتاگون برای سایت خود وانمود به حمایت از جنبش سبز می نماید.  وبسایت «تهران بیورو» مورد اعتراض بسیاری از خوانندگانش قرار گرفت که چگونه هم مدعی دفاع از جنبش آزادی خواهی ایران است، و از طرف دیگر تحلیلگری از اسرائیل دارد، که نقد خود را از دید منافع اسرائیل می نویسد؟

 

از یک سو آقای مهاجرانی در مقاله اش از دکتر مصدق یاد می کند، و در سوی دیگر «تهران بیورو» می نویسد که کشورهای انگلیس و آمریکا بیش از حد مصدق را تحمل کردند، و آنکه مصدق هم مثل احمدی نژاد صنعت ملی را پیراهن عثمان کرده بود(4).  باید اذعان داشت که تعداد بسیاری از رسانه ها علیرغم این حساسیت ها به تبلیغات جعلی ادامه داده، و بر آنند که جنبش را از مسیرملی خارج نموده و تضادهای جامعه را بطرف فروپاشی و نقض استقلال ملی جهت دهند.

 

آقای جان بولتون معروف، عضو حلقه نئوکان و تیم سیاست خارجی جرج بوش دو هفته پیش در پاریس اعلان کرد که، "دخالت مستقیم آمریکا، هیچ منافاتی با برنامه اپوزیسیون دموکراتیک ندارد" (5). در این رابطه، و در عکس العمل به این دخالتها، فرید زکریا متعجب شد که چگونه «گرشت» و« مک کین» که مبلغ بمباران ایران و شدیدترین تحریمها علیه مردم ایران هستند، ادعای حمایت جنبش سبز را دارند! (6).

 

مقاله دکتر مهاجرانی و بیانات ایشان (در همایش آسیب شناسی سبز) در رابطه با «استقلال»، «جنبش ملی» و ارائه شواهدی از دخالت نومحافظه کاران میتواند به نقطه عطفی در فرآیند رشد سیاسی جنبش سبز تبدیل گردد.

 

تا کنون اکثرا از حضور فیلی در اطاق آگاه بوده، ولی بطور آشکار در موردش صحبت نمیکرند. با این اقدام ایشان پرده ها را کنار زده، و اعلان کرد که « پادشاه نومحافظه کاران، عریان است».

 

متأسفانه در یک سال گذشته این موضوع مهم بطور شفاف عنوان نشد. سعی کردیم در این زمینه هشدارهایی بدهیم (7). طرح موضوع دخالت خارجی در جنبش از طرف آقای مهاجرانی، نیازمند دو شاخصه «تشخیص سیاسی» و «شهامت سیاسی» بود. چرا که بسیاری از نویسنگان و سخنوران، موضعگیری آشکار و انتقادی علیه اپوزیسیون وابسته و اشک تمساح نومخافظه کاران آمریکا را ریختن آب به آسیاب حاکمیت می شمردند! ولی عدم درک وحدت «استقلال ملی» و «آزادی سیاسی» و بنا کردن سیاستها بر پایه ملاحظات سطحی دوقطبی باعث میشود که مثلا مجاهدین به دامن صدام -- و اکنون نئوکان های آمریکا -- پناه برند.

 

توجیهات مختلف شعار «نه غزه، نه لبنان»، و کمبود نقد قاطعانه آن نیز ناشی از همین نگرانی «آب به آسیاب احمدی نژاد» میباشد. اما عدم اتخاذ مواضع آگاهانه مبنی بر آرمانهای انقلاب و عدم شفافیت در مواضع سیاسی نسبت به سیاستهای ارتجاعی منطقه ای و جهانی، جنبش مدنی را در آچمز معنوی قرار خواهد داد.  

 

بنا به اصل «استقلال ملی»، و با در نظر گرفتن فرآیند آسیبی شناسی جریان نومحافظه کار، اپوزیسیون را می شود به سه شاخه کلی تقسیم نمود: ملی، غیرملی و ضد ملی. بخش «ملی» متعهد و متکی به میراث جنبش مشروطه، نهضت ملی نفت، آرمانها و ارزشهای انقلاب بهمن میباشد. بخش «ضد ملی» پهلوی چی ها و قشری را که با نئوکانها در تماس هستند، شامل می شود. بر خلاف آقای مهاجرانی ما برچسب «سبزهای سرخ» را برای این گروه مناسب نمی دانیم. در ادبیات جهانی هویت سرخ در ارتباط با عدالت اجتماعی و «جنبش جهانی چپ» تداعی می شود. بنابر این، شاید برچسب «سبزهای نارنجی» برای "آنهایی که در جلسات برای مک کین کف می زنند" مصداق بیشتری داشته باشد.

 

مطمئنا انتظار نمیرود که نومحافظه کاران فکر مصادره جنبش را از سر خالی کنند. همانطور که دکتر مهاجرانی در مطلب خود اشاره کرد، پدیده «رهبری کف خیابان» مقوله ای کاذب است. زیرا «کف خیابان» که بطور انتزاعی در خلأ قرار ندارد. اگر بخش «ملی» (متعهد به استقلال و منافع ملی) بموقع و بطور مصمم و مشخص موضع گیری نکند، طبیعی است که جریانات غیرملی اپوزیسیون آن خلأ را پر کنند.  

 

آقای مهاجرانی درمباحث خود نتیجه می گیرد که "جنبش سبز یک جنبش ملی است و این جنبش نمی تواند با تکیه به آمریکا به پیروزی برسد.... یک حکومت مبتنی بر دموکراسی و عدالت و آزادی و حفظ حرمت و حقوق ملت حتما با منافع آمریکا در منطقه مباینت دارد." و به منتقدین تز «استقلال جنبش» دکتر مهاجرانی می گوئیم :

 

تا که رد سم اسبت گم کنند

 

ترکمانا نعل را وارونه زن

 

VOA

در رابطه با مقوله «استقلال جنبش» یک بحث انتقادی در مورد «صدای آمریکا» گریز ناپذیر است. "صدای آمریکا" همانند آسوشیتد پرس، آژانس فرانس، رویترز و یا بی بی سی یک شبکه خبری نیست ، و خود اذعان دارد که سازمانی است متعلق به دستگاه دولت آمریکا در خدمت سیاست خارجی و اهداف استراژیک آمریکا در منطقه. پدیده وی. او. ا. «صدای آمریکا» جریانی است سیاسی برای ایجاد یک پارادایم هدفمند. از نظر تشکیلاتی، اداری و بودجه، این برنامه تبلیغاتی باقیمانده دوران جنگ سرد می باشد.

 

ما نباید اجازه دهیم که صدای آمریکا (دولت آمریکا) مکان اصلی و کانون گفتمان سیاسی جامعه مدنی ما شود. علیرغم تمام محدودیتهایی که وجود دارد، فعالین دموکرات متعهد به «استقلال جنبش» بهتر است که برای ارائه نظریات خود فقط از تربینون های مستقل استفاده کنند. در نتیجه باید از این شبکه دوری کنیم، در غیر اینصورت تربیون متصل به دولت آمریکا یک نوع مرجعیت پیدا می کند.

 

کثرت بیننده و مخاطب دلیل خوبی برای همکاری با تربیونی مانند و.او.ا. نیست، موازین و ملاحظات دیگری هم مطرح است. ما بخاطر معیارها و انتظارات دولت و روزنامه کیهان ازبرنامه صدای آمریکا دوری نمی کنیم، بلکه ملاک و خصوصیت «استقلال جنبش» این مهم را از ما می طلبد.

 

 

بعضی می گویند که "ما به آنجا می رویم تا که نظرات خود را ارائه دهیم، و یا حتی از سیاستهای آمریکا انتقاد کنیم." ولی این مسئله حساس را نمی توان بطور مجزا دید، بلکه باید در کلیت آن بررسی شود. نظریات سیاسی افراد برای رسانه هایی مانند صدای آمریکا جنبه ثانوی دارد. اگر منافعی در جهت وجه «صدای آمریکا» و تاثیرگذاری در «کف خیابان» نداشت، برای دعوت افراد سرشناس اصرار نمی ورزیدند. اگر افراد سرشناس حوزه مدنی دعوت آنها را بپذیرند و دراین برنامها شرکت کنند، با حضور خود به جریان سیاسی «صدای آمریکا» مشروعیت بخشیده و به سهم خود کمک می کنند که آن نهاد و پارادایم برای جامعه اپوزیسیون مرجعیت پیدا کند.

 

نئوکانها و دستگاه های تبلیغاتی شان بر آنند که جامعه را بین دو گزینه، اپوزیسیون آمریکایی و بنیادگرای قرار دهند.

 

 کیهان و سازمان سیا http://www.rahesabz.net/story/17808/

 

آسیب شناسی جنبش سبز http://www.rahesabz.net/story/18329/  

 

1- http://www.theatlantic.com/past/docs/issues/93dec/fanatics.htm  

 

2- http://www.theatlantic.com/past/docs/issues/98feb/cia.htm

 

3- http://www.rightweb.irc-online.org/profile/Gerecht_Reuel_Marc

 

4- http://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/tehranbureau/2010/07/the-islamic-republics-inner-mosaddegh.html

 

5- http://www.washingtontimes.com/news/2010/jul/8/support-irans-internal-opposition-to-nuclear-proli/

 

6- http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2010/06/20/AR2010062002366.html

 

7- http://www.rahesabz.net/story/4584/

 

  http://www.rahesabz.net/story/9901/

 

  http://www.rahesabz.net/story/2206/

 

 

 

 

 

 

 



 

© Copyright 2007-2018 Political Articles. All rights reserved