یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم...

 

آريوبرزن داريوش

 

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم

غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم. حافظ

 

آقای امير ممبينی يکی از اعضای حزب منحله توده و از کارگزاران فعلی "چريکهای فدائي خلق اکثريت" در مقاله ای مندرج در مورخه 22 ژوئيه 2009 درسامانه وزين ايران امروز با عنوان از شعار «مرگ بر روسیه» تا «شعار مرگ بر …». ضمن انتقاد از انتخاب شعار مرگ بر روسيه درتظاهرات ايرانيان، بيان و ادای اين شعار را صرفاً ناشی از تاسف مردم بخاطر "بی‌توجهی دولت بزرگ همسایه نسبت به این همه ستمی که برمردم می‌رود." دانسته و کوشش دارند که اين واکنش را نه در مخالفت فعال و فهميده شده مردم بجان آمده و آگاه از عملکرد تاريخی، از تجاوزات و حمايت عملی و فعال اين دولت فرصت طلب و حامی کودتاگران حکومتگر اسلامی، بلکه ناشی از گله مردم از بی تفاوتی روسيه نسبت به رويدادهای اخير توجيه و تبيين نمايند. ايشان از دولت روسيه انتظار داشته اند، که "بعنوان دولت همسایه، بدون این که آسیب بر مناسبات بین دو کشور وارد شود، و برای این که در آینده راه گسترش بازهم بیشتر این مناسبات هموار باشد، به گونه‌ای درخور نسبت به بزرگترین مارش آزادی در تاریخ خاورمیانه ادای احترام کند، و نشان دهد که روسیه‌، علاوه بر همسایگی دریای خزر، همسایه‌ی دریای سبز آزادی نیز هست. به عنوان یک همسایه‌ی نگران"، ايشان بنا بر تعلقات ذهنی و وابستگيهای ديرپای نوستالوژيک خود به کشور شوراها ابتدا بسيار نگران مناسبات آينده دو کشور بوده و فراموش نموده اند، که اين کشور يعنی شوروی، چه در دوران حکومت تزارها و در دوران قاجاريه، چه بعد از ايام انقلاب اکتبر 1917چه در ايام حکومت شاهنشاهان پهلوی، سپس فروپاشی حکومت سوسياليستی و نيز در دوران مناسبات کنونی با جمهوری اسلامی، علاوه بر چشمداشت تجاوزگرانه و غير دوستانه  به سرزمين مان ايران دائماً امنيت ملی ما را تهديد و عملاً با اعمال سياستهای ضد ايرانی رفتاری خلاف عرف بين المللی نسبت بوطنمان اعمال نموده و هيچگاه در باطن مناسبات و حس همجواری و همسايگی دوستانه ای با ما نداشته  است.

 

برای اثبات اين امر ميتوان در صورت نياز به بررسی و مطالعه روند سياستهای کنونی اين کشور در خصوص دريای مازندران و اقدامات مشابه آنان پرداخت.

 

مردم وطن پرست ايران تا کنون هيچگاه نتوانسته اند، تعرضات، تجاوزات و اقدامات اين باصطلاح همسايه زورگو در تاريخ معاصر و جداساختن چندين استان از ايران را در دوران قاجارها فراموش بنمايند.

 

متاسفانه سياست کنونی و باطنی دولت روسيه مبتنی بر فشاردائمی به حکومت جمهوری اسلامی و دولتمردان نابخرد آن بمنظور احتراز ايشان از نزديکی و ايجاد مناسبات حسنه با کشورهای غربی از يکطرف و از سوی ديگر تظاهر و نمايش حمايت بين المللی از سياستهای اتمی و تحريک مستمر تعیين کنندگان خط مشی جمهوری اسلامی به ادامه غنی سازی و در نتيجه انسداد در انجام هرگونه مذاکره با غربيان در اينخصوص بوده است تا عملاً ايران را در معرض تهديد خطر جنگی ناخواسته قرار داده دهد. که در صورت حصول احتمالی انجام اين منظور و قطع صادرات نفت کشور و افزايش قيمت جهانی اين کالا، روسيه بمنافع بيشمارمالی دست خواهد يافت.

 

از زاويه ای ديگر اقدام به کارشکنی و سنگ اندازی درايجاد و توسعه روابط بين المللی، اقتصادی و اخلال در سياست خارجی ايران، تدابيری است که قوياً مانع از امکان صدور گاز ايران به اروپا شده تا از دست رفتن انحصار خود در صدور گاز و مواد سوختی به اروپا جلوگيری نمايد. ادامه اين سياستها که عملاً و بظاهر توسط روسيه بعنوان مصلحت خواهی و پشتيبانی از هدفهای ملی ايرانيان در برابر غرب تلقی و القا ميشود، حرکتی است که در نهايت نابودی کشور و تخريب بنيادهای مالی و اقتصادی آن  را بدنبال خواهد داشت.

 

نسل جديد سياستمداران روسيه و در راس آنها ولاديمير پوتين و کارگزار وی مدودف بعلت تاثيرپذيری شديد از عملکرد سياستمداران قديمی دوران جنگ سرد عملاً از عرضه و طرح يک سياست نوين جهانی برای صلح و پيشرفت عاجز و کماکان بطور اردوگاهی و منفعت جويانه با مسائل بين المللی برخورد و عمل  مينمايند.

 

دولت روسيه درخفا عملاً کوشا است تا با حمايت از استمرار حکومت دولتمردان نابخرد و بی کفايت همچون محمود احمدی نژاد و تداوم دولت اسلامی و تداوم شرايط تنش آميز کنونی عملاً ايران را در گرداب دشمنی ابدی با غرب فروبرد، تا بدين طريق ضمن تضمين منافع خود عملاً فرصتهای مناسب سرمايه گذاری خارجی و تامين زمينه های مساعد امنيتی برای رشد اقتصادی از کشورمان سلب گردد. تشويق ايران به عضويت در پيمان شانگهای از سوی روسيه يکی از اين نوع توطئه ها برای گسست ايران از جامعه آزاد بين المللی است.

 

نويسنده مقاله که خود يکی از معتقدان به تئوری انتاگونيستی مسعود احمد زاده در برابر رژيم پهلوی يعنی "جنگ مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتيک" بوده، بنظر ميرسد که اينک بنحو چشمگيری متحول و ليبرال دموکرات شده اند که از ادای شعارهای امروزين مردم همچون:

می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت

وای به روزی که کسی حکم جهادم دهد

وای به روزی که مسلح شوم

مرگ بر بسیجی

مرگ بر پاسدار

مرگ بر احمدی نژاد

مرگ بر خامنه‌ای."

 

انتقاد و بکارگيری اين شعارها را از سوی ملت ستمديده ايران "خود را بدست خود انگيختگی سپردن  دانسته" و بيان و سر دادن امثال این قبیل شعارها را" مال یک جنبش پیشرو و دموکرات و مسالمت‌جو نميدانند*.

 

از ايشان بايد پرسيد، اين مردم مظلوم در قبال دزديدن آراي شان و اقدام به زورگوئی و کشتار فرزندانشان، و نقض حقوق مسلم انسانی توسط حکومت، در برابر اين اقليت راديکال، بی منطق، متقلب،  ستمگر و آدمخوار چه بايد بکنند و چه بايد بگويند؟ چگونه خشم فروريخته در خود را بروز دهند؟ چرا و با اتکا به چه منطقی بايد تنها وسيله حداقلی ابراز تمنيات قلبی مردم در مبارزه را بايد از آنها بگيريم و از آنان انتقاد نمائيم؟

 

اينهمه افراط در عمل آنزمان و تفريط در آرا، انديشه و نظرات امروزين شما از کجا نشات ميگيرد؟

 

گويا بايد دوباره بر اين نظريه خود پای فشارم: که هيچيک از روشنفکر مآبانی که در سال 1357 بدون بکارگيری خرد و انديشه، به آينده نگری کاذب و ساختن تصاوير مجعول برای آينده ايران پرداخته، و در نهايت مردم را بدام حکومتی اهريمنی و ضد ايرانی انداخته، و آينده کشورمان را تيره و تار نموده و خود گوشه امن و آسايش برگزيده اند، در اين برهه از زمان و همينطور در آينده مبارزات مردمی با حکومت جبار و ستمگر جمهوری اسلامی فاقد آن اهليت هستند که نوع، روش  و چگونگی انجام مبارزه را به مبارزان ديکته  و يا از آن تدابيری که مردم بصورت خودجوش و در صحنه برای روياروئی با دشمن وطنشان اتخاذ مينمايند انتقاد و خرده گيری نمايند.

 

درست است که "مسالمت سرانجام خشونت را خلع سلاح خواهد کرد." اما بايد به روشها و تاکتيکهای برگزيده مردم مبارز و در صحنه که برای حق طلبی و مقاومت دربرابر ستمگران، آدمکشان و حاميان داخلی و خارجی حکومت ولايت فقيه اتخاذ مينمايند، صميمانه احترام نهاد و با آنان همصدا شد.

 

24 ژوئيه 2009 ـ info@sarbazan.info

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.