آنکس که نداند و نداند...

 

آريوبرزن داريوش

 

در اوائل تيرماه امسال مقاله ای از آقای «دکتر فریدون راد» در تارنمای political-articles با عنوان (سرگردانی  و بیراهه رفتن های شاهزاده ، و هواداران پادشاهی، در رساندن پیام خود به مردم ایران) درج شده بود، که لازم ميدانم با توجه به مطالب مندرج در آن نوشتارمطالبی به اطلاعتان برسانم.

 

ميگويند، که اقليدس رياضی دان نامی بر سر درب مدرسه اش نوشته بود " آنکس که هندسه نميداند وارد نشود." اين بدآن معنا است، تاآنانی که آگاه ، بصير و مطلع به اموری خاص و ويژه ای نيستند خود را درآن مسائل وارد ننمايند .

 

نگارشگر، در ابتدای مقاله خود و با نگاهی بسيار سطحی وبی ارتباط با نوشتار خويش ابتدا صلاحيت ، توان واهليت شاهزاده رضا پهلوی و بازماندگان رژيم پهلوی رازير سئوال برده وبه اين اعتقاد رسيده است که اينان هیچیک " کوچکترین گامی در پشتیبانی ایرانیان باصطلاح سرگردان، و حتا خدمتگزاران خود، در کشور های بیگانه برنداشته اند." و آن ديگر اينکه " آگاهی و اطلاع شاهزاده از علل ،انگيزه و توطئه های فراهم شده خارجی که اسباب فروپاشی نظام پادشاهی را فراهم آورده اند ،بدليل آينکه ايشان درهنگام وقوع « انقلاب اسلامی » نوجوان بوده و مشاوران دلسوزی نداشته اند ،بسيار ناچيزو اندک ميباشد."

 

برای من روشن نيست که آقای دکترفريدون راد از کدامين خدمتگزاران و ايرانيان سرگردان ياد ميکنند ؟ همه آنانی که در کشور مصدر اموری بوده وامروز هريک بدلائلی درکشور سکونت ندارند ،اولاً بطور عام خادم مُلک و ملت خويش بوده و درقبال انجام مسئوليت و وظائفشان حقوق اخذ نموده اند ، ثانياً دربين هموطنانی که او ايشان را سرگردان ناميده است فقط اقليتی کوچک واز بيم جان بخارج گريخته هستند که يا از امکانات بسيار کم کمکهای دولتی کشورهای محل اقامت خودشان برخودار وبزندگی ادامه ميدهند و يابا براه انداختن مشاغلی بسيارکوچک امرار معاش مينمايند. آن ديگرانی که دراکثريت قرار دارند عموماً مايملک خود را تا آخرين ريال به ارزهای خارجی تبديل و دربرون مرز سکنی گزيده اند و خوشبختانه فاقد ذره

ای گرفتاريهای مالی هستند.يقين بنده بر اينستکه شاهزاده رضا پهلوی نه صندوق دولتی برای حمايت  دراختيار دارند ونه خودشان در آنچنان استطاعت مالی هستند که چنين مرکزی برای تامين نيازمنديها و برقراری رفاه و آسايش مالی هموطنان مفتوح نمايند. در ادامه نويسنده مدعی اند که بنظر ميرسد" شاهزاده رضا پهلوی برای براندازی حکومت ملایان نیازی به سازماندهی و ايجاد تشکيلاتی مبارزاتی نمی بینند، ودرسخنرانی های خويش می گویند، که برای آزادی کشوربايستی یک همه پرسی برگزار شود، و من فرایند آن را هر چه باشد می پذیرم." .

 

بايد از ايشان سئوال نمود ، شمادرکجا اين مطلب را خوانده ويا شنيده ايد که شاهزاده رضا پهلوی عنوان نمايند" که برای سرنگونی حکومت ولايت فقيه لزومی بداشتن سازمان و تشکيلات سياسی نميباشيم؟ " وی بارها در برابر پيشنهادهای گوناگونی که در اينخصوص ازسوی هر يک از همرزمان عرضه شده ، ابتدا بدرستی و با توجه به لزوم توجه به داشتن ساختار مردمی و فراگيری ملی اينگونه سازمانها بروشنی و با آگاهی کامل سياسی بيان داشته اند: "که اين پيشنهادها بسيار خوب وارزشمند است. تلاش نمائيد سازمانی بر اساس نظرتان ايجاد و فعال نمائيد ، منهم بسهم خود همواره پشتيبان و در کنار شما خواهم بود." آيا شما تاکنون بياد داريد که حتی يکی از اين سازمانهای مبارزاتی تشکيل وبکارفعال پرداخته باشد؟ چرا ما کارنامه بی عملی،عدم تحرک وعدم قبول مسئوليت خودمان نسبت به کشورودرانجام مبارزه را بحساب شاهزاده رضا پهلوی مينويسيم ؟ نا امیدی وسرخوردگی هواداران موسمی نظام پادشاهی مشروطه به ذم ايشان اگر درست باشد  ناشی از عدم ثبات، پايمردی و عدم پذيرش مسئوليت شرکت در مبارزه از سوی آنان است و بس.

 

 رويگردانی آن توده هائی که برای خود نقشی در مبارزه براندازی قائل نبوده وهيچگاه فعالانه درحرکتهای اصيل برضد رژيم ولايت فقيه شرکت نداشته و همه اين وظائف و مسئوليتها رابا کمال بی اخلاقی درحيطه عمل و اجرا بر عهده شاهزاده می بينند و لاغير، درحساب نمی گنجد. اينان بدنبال آنند که از شاهزاده رضا پهلوی، يک محمد رضا شاه فقيد بسازند که بار تمام گرفتاريها ، معضلات و مسئوليتهای مبارزه در اين برهه از زمان رابدون انکه مردم از وی پشتيبانی و حمايت نموده وقبول مسئوليتی بکنند ، يک تنه بدوش بکشد، و در انتها اگر بعللی اين کوششها بموفقيتی نرسيد، بانتقادش بپردازند و خواستار برکناريش شوند.

 

نگارنده در امتداد نوشته اش با بستن اتهامات فله ای و بی اساس به هواداران پادشاهی "آنان را مردمانی سهل انديش ، دوری جوی ازخطر، که تنها هنرشان کشيدن خط و نشان برای دشمنانشان ميباشند" ناميده است.

 

دراين خصوص ميتوان به جرات گفت اگر اين هواداران سهل انديش بودند بايد بجای انتخاب و اتخاذ استراتژی پيچيده وپراز خطر سرنگونی رژيم ملايان ،همانند نيروهای چپ وجمهوری خواهان همرزمشان که هنوز شعار " انقلاب شکوهمند" ميدهند طرفدار ساده انگارانه اصلاحات حکومت جمهوری اسلامی ميشدند ورنج مبارزه را اينگونه بخود هموار نميکردنند.

 

تاريخ مبارزات سی ساله اخير وتعداد بخون خفتگان طرفدار نظام مشروطه پادشاهی در مبارزه برابر رژيم وحشی و خونخوار ملايان چه در برون و درون ميهن نشانی والا و ارزشمند ازاراده و ميل خطر جوئی و روح سلحشوری اين مبارزان خستگی ناپذيردارد .

 

شما تصور مينمائيد تا کی بايد نشست و به ياوه های کسانی که اين آتش سوزنده رادرسال 1357 برای ملت ايران برافروختند و امروزبا کمال بيشرمی و بطوروقيحانه باز هم بشکلی ديگر و درپوست ميش تلاش دارند خود رابعنوان کاردان سياسی و روشنفکر مصلح به صحنه  بکشانند ودائماً برای ملت ايران نقشه راه ارائه دهند، گوش فرا داد؟ وگفتار بی آزرم ومجعول آنان را بی پاسخ گذاشت؟

 

نويسنده درجائی ديگربدون ملحوظ داشتن آنچه که دررابطه با اصول و قواعد انجام يک همه پرسی برای ايران پيشنهاد شده و پارامترهای قابل دقت و توجه دراين ميثاق، که انجام همه پرسی لزوماً بايد پس از سرنگونی رژيم بانجام برسد نه قبل از آن . 

 

با عنايت بدين امريقين دارم اساساً مطالب مطروحه ايشان در اين باره موردی برای ادامه بحث نخواهد يافت.

 

اما با نگاهی به کارنامه شاهزاده رضا پهلوی در دوران 30 ساله اخير در مييابيم که چگونه ايشان درکنار تحصيلات خود تجربيات ارزشمند سياسی اندوخته اند وتلاشهای ايشان همواره و خصوصاً در سالهای اخيربرای آگاه سازی جامعه جهانی و مردم دنيا از چگونگی روند رويدادهای سياسی ، نقض آزاديها و ناديده گرفتن موازين حقوق بشردر وطنمان تا چه اندازه و حد در کسب توجه جهانيان بآنچه در ايران ميگذرد نقش موثر و فراگيری داشته است.

 

درهمين دوران اخير وپس از انجام انتخابات قلابی خرداد1388رژيم ، اين شخصيت کاريسماتيک شاهزاده رضا پهلوی بود که با کوششها وتلاش ديگرايرانيان وطن پرست  در جهت ابراز همبستگی با ديگر هموطنمان در داخل ميهن ودراعتراض به رژيم ستمگر، زورگو وجنايتکار توانست با مصاحبات ، سخنرانیها و شرکت در گردهمائيها سياسی و اعتراضی اقدام به اطلاع رسانی نموده وتوجه مردم آزاديخواه و دموکراتيک را دراغلب کشورهای جهان به رويدادهای خونين و هولناک در کشورمان جلب وحمايت دنيای آزاد را از مردم مبارز ايران در مقابل رژيم سرکوبگر کسب نمايد.

 

ايشان بايد بدانند که پروسه سرنگونی هر رژيمی با تکامل ابعاد براندازی از ابتدا تا انتها که با توسعه نارضايتی مردم شروع و آنگاه به رويگردانی مبدل وسپس با گذارازدورانهای ديگر معالاً در انتها به شورش واعتصابات عمومی وسپس سقوط حکومت منجر خواهد شد،محتاج تخصيص زمان وتدارکات لازم و کافيست که بدون احتساب و اختصاص آنان هيچگاه اين حرکت به نتايج مطلوب و دلخواه نخواهد رسيد.

 

نبايد از نظر دور داشت که وجود يک ستاد تخصصی و پشتيبانی راستين در دوران اخير و درخارج از کشورالبته ميتوانست به انجام و اجرای روشهای سيستماتيک وموثر درمبارزه کنونی کمکهای شايانی نمايد.

 

تشکيل و تدارک اين مجموعه منوط به اراده وکوشش رزمندگان راستين رهائی کشور از زير يوغ ملايان در برون مرز است که درنهايت با بکار گيری صاحبنظران  کارشناسان و انديشه وران برجسته ايرانی ،بانجام کارزاری گرانسنگ برای تحقق هدفهای ملي مان مساعدت نمايد.

 

شاهزاده رضا پهلوی همواره صادقانه آماده گی خودشان را برای پشتيبانی از سازمان و يا جنبشهائی که برای رهائی ميهن کوشا بوده و صادقانه در راه تامين آزادی، مردمسالاری ،و ايجاد زمينه رعايت حقوق بشروبرقراری سکولاريسم در آينده ايران تلاش و کوشش نمايند ، آماده گی خودشان را اعلام داشته اند.

 

تيرماه 2568  ـ  info@sarbazan.info

 

 

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.