ماهيت فتنه‌ی صهيونيستی عليه مسلمانان در کجاست؟

 

منبع: سايت حزب كار ايران (توفان)

 

کسانيکه با نظريات حزب کار ايران (توفان) آشنايند می دانند که برخورد ما نسبت به مذهب و از جمله نسبت به مذهب اسلام چيست. تفاوت ما با برخورد دارودسته های پيرو نظريات ارتجاعی و فاشيستی و صهيونيستی منصور حکمت در اين است که حزب ما مبارزه با مذهب را امری کينه توزانه، انتقامجويانه، با صدور فرمانهای از بالا و اتخاذ روشهای توهين آميز به مسلمانها و مذهب نمی داند. مبارزه با مذهب اگر بايد نقش سازنده ايفاء کند و ميلياردها انسان مذهبی را مورد خطاب قرار دهد، بايد پيامش طوری باشد که در مردم ايجاد مقاومت و سرسختی نکرده برای آنها جالب بوده و آنها را در روند مبارزه اجتماعی آموزش دهد و به تفکر وادارد. بيسمارک صدراعظم اسبق آلمان با همين روش اشتباه آميز با مذهب روبرو شد و شکست خورد. برای مبارزه با مذهب هم عوامل عينی و هم عوامل ذهنی را بايد مورد نظر قرار داد. انسانها را نمی توان بدون توجه به شرايط هستی مادی شان که افکار آنها را شکل داده است ?شستشوی مغزی? داد. آنها نبايد خود را مورد توهين و تحقير تصور کنند که در آن صورت نتايج معکوس در مبارزه مذهبی ببار می آيد. اين را بارها تجربه تاريخ باثبات رسانده است. اگر بپذيريم که مبارزه با مذهب که ريشه آن در جهل تاريخی و خرافه مذاهب است کار امروز و فردا نيست و تا زمانيکه اين جهل به علت وجود مبارزه طبقاتی و وجود مقوله استثمار انسان از انسان در جامعه وجود دارد زمينه بروز و رشد مذهب همواره فراهم است، پس آنگاه بايد بپذيريم که مبارزه با مذهب بايد علمي، روشنگرانه، طولاني، با حوصله و در ارتباط مستقيم با الزامات مبارزه طبقاتی و شناخت از مجهولات طبيعی و اجتماعی باشد. ريشه اعتقادات مذهبی در جهل تاريخي، در عدم درک علل تحولات و شناخت قانونمنديهای طبيعی و اجتماعی است. اين شرايط که جنبه مسلط را در اجتماع دارد روزانه آدم مذهبی توليد می کند. اين نيروی ميلياردی را نمی شود با توهين و تحقير و ايجاد تضييقات ?آگاه? کرد. با برخورد فاشيستی و قتل عام نمی شود کسی را غير مذهبی کرد. اين نوع تبليغات فاشيستی تراوشات مغز کسانی است که ريگ در کفش دارند و جاده صاف کن تبليغات استعماری امپرياليستها و صهيونيستها در شرايط کنونی جهان هستند. يک انسان مذهبی که در عراق و يا فلسطين برای آزادی وطنش عليه امپرياليست مبارزه می کند صد بار شرافتمندتر از گماشته امپرياليستها و صهيونيستهاست که مردم را تشويق می کند بر ضد دين اسلام بسيج شوند و کاريکاتور حضرت محمد را با بمب مزين کنند. يکی بطور عينی و نهايتا ضد مذهبی و ديگری بطور عينی و ذهنی گماشته صهيونيسم است. کار آن مبارز مذهبی که ضربه استراتژيک به امپرياليسم و سرمايه داری می زند در تحليل نهائی در مبارزه با مذهب بسيار پربارتر و موثرتر از آن ژيگولوی ايرانی مقيم فرانکفورت، هلند و يا لندن است که سفيهانه فکر می کند با توزيع کاريکاتور محمد و يا توصيه و تبليغ فيلم بی ارزش و تحريک آميز ?فتنه? در هلند بر ضد مذهب مبارزه کرده است و خرافه مذهبی را از بين برده است. بگذريم از اينکه مبارزه عليه مذهب اسلام مبارزه با مذهب بطور کلی نيست، بلکه همدستی با مسيحيت و يهوديت است تا بتوانند سياستهای نژادی و استعماری و ضد بشری خويش را توجيه کنند. اين ضد مسلمانان مسلمان زاده کله پوکهائی هستند که ابزار دست اسرائيل اند. بی جهت نيست که ارتجاع جهانی آنها را لای پوست پياز خوابانده و برايشان مصاحبه های پی در پی راديو تلويزيونی ترتيب می دهد، مدال به گردن آنها می اندازد تا ?قهرمانان? مبارزه ضد رژيمی برای روز مبادا در ايران معرفی شوند. نقش اين ارتجاع منصور حکمتی در آستانه تحولات آتيه ايران ?شکوفا? می شود. پی ريزی آن از همين حال آغاز شده است.

 

 

 

اخيرا در هلند دارودسته های فاشيستی و دست راستی که سرشان به صهيونيسم جهانی وصل است بدنبال انتشار کاريکاتور محمد، فيلمی 15 دقيقه ای به بهانه افشاء جنايات مسلمانها و ?آزادی بيان? عليه مسلمانان تهيه کرده اند. ما شاهديم که اين قصه سر دراز دارد و با سياست و پشتکار حسابشده صورت می گيرد. اين هواداران آزادی بيان تبليغ می کنند که قرآن بايد ممنوع شود. در ترکيه مدرن و سکولار از جمله خط عربی را عوض کردند تا در عين حال کسی موفق نشود آموزش قرآنی ببيند. اکنون ما با موج تبليغات عظيم مذهبی اسلامی در ترکيه روبرو هستيم. مردم ترک در ترکيه سکولار به مراتب مذهبی تر از مردم ايران در ايران اسلامی هستند.

 

اين نخستين اقدام ضد اسلامی اين حضرات گماشته امپرياليسم و صهيونيسم نيست. توهين به مقدسات مسلمانها و کتمان آن در پشت سنگر ?آزادی بيان? از دوران تئوريهای آقای ساموئل هانتيگتون آمريکائی مد شده است و بخشی از سياست راهبردی امپرياليست آمريکا در سرکوب نهضتهای مترقی و آزاديبخش در جهان است. از همان تاريخ شما با اين تبليغات مواجه هستيد که نهضتهای آزاديبخش را مترادف با تروريسم قرار می دهند تا تروريسم امپرياليستی را کتمان کنند.

 

ماهيت اين مبارزه دستيابی به منابع اوليه انرژی در خاورميانه است که در کشورهای اسلامی واقع هستند. ايران، عراق، عربستان سعودي، کويت، امارات متحده عربي، بحرين، ازبکستان، ترکمنستان، آذربايجان، نيجريه و ليبی و الجزاير و حتی اندونزي، همگی از ممالک اسلامی هستند. امپرياليستها برای تسلط بر اين منابع انرژی نياز به توجيهات ايدئولوژيک دارند. اين توجيهات برای سرکوب نهضتهای مقاومت مردم اين کشورها لازم است. اين توجيهات برای فريب مردم ممالک متروپل و طبقه کارگر اين ممالک ضروری است. اين است که امپرياليستها که هرگز خودشان به آزادی بيان اهميتی نمی داده اند بيکباره بياد وجود ديکتاتورها در اين ممالک افتاده اند و از منابعی صحبت می کنند که برای بقاء ?تمدن? و ?حفظ دستآوردها و ارزشهای مدرن? و ?نوع زندگی غربی? لازم است. اين توجيهات فاشيستی نظر به دور دارد که اشغال اين سرزمينها را توسط ارتشهای اشغالگر طبيعی جلوه دهد.

 

صهيونيستها به اين تبليغات دامن می زنند، زيرا دست آنها را در اشغال سرزمينهای فلسطينی باز می گذارد و تجاوز نژادپرستانه و صهيونيستی آنها را به لبنان و ساير ممالک خاورميانه توجيه می کند. امروز مبارزه با اسلام در بطن خويش يک مبارزه ماهيتا انقلابی نيست، بلکه وسيله ای در دست امپرياليستها برای سرکوب ملتهای معترض و مخالف امپرياليسم و صهيونيسم در منطقه است. امپرياليستها مزدوران خويش را به عنوان پيشقراولان توجيهات ايدئولوژيک خويش بسيج کرده اند تا مردم را تنها بر ضد اسلام در سراسر جهان بسيج کنند. قتل عام مبارزان عراقی و افغاني، فلسطينی و لبنانی را اگر آنها را با برچسب اسلامی مزين کنند بمراتب راحت است تا پيرايه ديگری بر آنها بسته شود. اين سياست امپرياليستی ضد اسلامی برای انفراد سياسی اين نهضتها صورت می گيرد. بايد در اين پيچيده گی آن عامل ماهوي، پايدار و قطعی را تشخيص داد و بر اساس آن اتخاذ تصميم کرد.

 

در فيلم ?فتنه? اسلاميزه کردن را مقابل ?آزادی? قرار می دهند و فرا می خوانند برای دفاع از آزادی بايد جلوی اسلاميزه کردن و قرآن را گرفت و حتی آنها را ممنوع کرد. تو گوئی فقط اسلام ضد آزادی است. هم اکنون موج تبليغاتی مسخره ای در مورد سرزمين تبت دنيا را فرا گرفته است. اين تبليغات برای مقابله با چين است و در کار رقابت امپرياليستها، سرمايه های جهانی و تدارک جنگ آينده قابل توضيح است. دالای لاما يک رهبر مذهبی ارتجاعی و کاهنان بودائی وی مرتجع تر از آخوندهای ايران اند. آنها بيکباره به مظهر مجسم آزادی تبديل شده اند. اگر بتوان آخوندها را نمايندگان ?فئودالها? جا زد، کائنان بودائی نمايندگان ?برده داران? هستند. در اينجا حمايت از يک جريان ارتجاعی مذهبی در کادر منافع امپرياليستی بيک باره دفاع از آزادی بيان قلمداد می شود. آنجا که مسلمانها حق حرف ندارند و نبايد مورد حمايت قرار بگيرند زيرا که خطر اسلاميزه شدن غرب را تهديد می کند ميدان برای تبليغات بوديسم باز است. در اينجا به روشنی می توان ديد که سخن بر سر منافع امپرياليستی است و نه حمايت از اين و يا مقابله با مذهب ديگری است. اين است که نظريه ارتجاعی منصور حکمت که وظيفه افکار عمومی سازی را برای امپرياليستها و صهيونيستها بر ضد مسلمانها بعهده گرفته است عميقا ارتجاعی است و نشان می دهد که تا چه حد آنها آلت دست امپرياليستها و صهيونيستها هستند. سازمان صهيونيستی ?مسلمانان سابق? که توسط صهيونيستها ساخته و پرداخته شده و در سراسر جهان مورد حمايت قرار دارد و برايش در همه ممالک از آلمان و اتريش و هلند و دانمارک و انگلستان و... برنامه چينی می کنند بخشی از کارزار امپرياليستها برای دامن زدن به نژادپرستي، تجاوز به ممالک مسلمان و از جمله به ايران است. يکی از اين آلت دستها در هلند از پيامبر اسلام محمد يک شخصيت کارتونی آفريده است که بروشنی هدفش تحريک آميز و دامن زدن به تبليغات نژادپرستانه در هلند است. نشريه نيمروز مورخ 16 فروردين ماه 1387 می نويسد: ?احسان جامی در فعاليت سياسی و اجتمای اش موضعگيريهای تندی عليه اسلام اتخاذ کرد و سال گذشته گروهی با عنوان کميته مرکزی مسلمانان سابق برای حمايت از کسانی که دين اسلام را ترک می گويند بنيان گذاشت... احسان جامی بيشتر به حمايت از خيرت وايلدز يکی از نمايندگان حزب آزادی هلند در مجلس پرداخته بود...?. اين آقای خيرت وايلدز يک نژادپرست کامل دست راستی است که روابط حسنه با اسرائيل دارد و بر ضد مسلمانان در هلند به فتنه گری مشغول است و فيلمی ضد مسلمانی نير تهيه کرده است. حزب ?آزاديخواه? ايشان خواهان آن است که از ورود مسلمانان به هلند جلوگيری شود و قرآن که آنرا کتابی فاشيستی می خواند ممنوع گردد. ممنوعيت قرآن و جلوگيری از ورود مسلمانان برای ايشان و حزبشان عين آزادی و دموکراسی است. وی بارها گفته است که اگر مسلمانان می خواهند در هلند بمانند بايد قرآن را پاره کرده و دور بياندازند. فيلم آقای خيرت وايلدز بايد حضور 1650 سرباز متجاوز و اشغالگر هلندی در افغانستان را که مردم افغانستان را قتل عام می کنند توجيه کند. کار افتضاح اين فيلم و تحريکات فتنه انگيزانه نژادپرستان هلندی و پيروان منصور حکمت به آنجا رسيده است که حتی دولت اسلوونی که رياست دوره ای اتحاديه اروپا را بعهده دارد نيز انتشار فيلم ?فتنه? را محکوم کرده و اعلام نموده است که ?اين فيلم هدفی جز ايجاد نفرت ندارد و آزادی بيان بايد در فضای احترام به مذاهب و ديگر اعتقادات و همراه با حس تعهد رعايت شود?. بان کی مون دبيرکل سازمان ملل نيز اين فيلم را توهين آميز خواند و چاره ديگری نيز برای آنها نمانده است. در لحظه ايکه اروپا با ياری آمريکا می خواهد از منطقه کوزووی مسلمان در قلب صربستان بيکباره يک کشور مستقل متولد کند، در لحظه ايکه سخن از عضويت آلبانی مسلمان در اتحاديه اروپا و يا قبرس نيمه مسلمان و بوسنين هرزه گوين مسلمان برای ورود به اتحاديه اروپاست تحريک عليه مسلمانها با اين سياست جلب ممالک ناشی از تجزيه يوگسلاوی در تناقض کامل قرار می گيرد. موضعگيريهای مصلحتی اين رهبران را بايد با توجه به وضعيت کنونی سياسی توضيح داد وگرنه همين وضعيت در مورد انتشار کاريکاتور محمد نيز حاکم بود و آنها عکس حرفهای امروز را می زدند. در آن دوره همين رهبران زير پوشش حمايت از آزادی بيان توهين به پيامبر اسلام را روا می دانستند و اين عمل را وقيحانه مغاير قانون اساسی و قوانين جزائی ممالکشان نمی دانستند. کار به جائی رسيده است که اتحاديه روزنامه نگاران هلند قصد دارد از اين حضرت آقا شکايت کند. اين تناقضات نشان می دهد که آقای خيرت وايلدز خارج از نوبت به ساز صهيونيستها شروع به رقص کرده است و اين رقص بی تناسب ايشان در متن سياست عمومی ضد اسلامی دول اروپا و آمريکا در شرايط کنونی نمی خوانده است. طبيعی است که وقتی به کارزار بزرگ جهانی ضد اسلام دامن زده شود مواردی هم پيدا می شود که کسانی افسارشان پاره شده و با اشاره اسرائيل خارج از کر بخوانند.

 

ولی برای حزب ما مهم اين يا آن موارد نيست، مهم آن است که روش کمونيستها را در مبارزه عليه مذهب بطور کلی و اسلام بطور خاص روشن کنيم و سياست راهبردی امپرياليستها و ماهيت اين سياست را در برخورد به اسلام و مسلمانها برملا کنيم. تنها در راستای اين مبارزه اجتماعی و ضد امپرياليستی است که می توان سره را از ناسره تشخيص داد. هم اکنون ملاک تشخيص مهمی پيش آمده تا مردم ايران سازمانهای اپوزيسيون ايران را بهتر بشناسند. سازمانهای حامی اسرائيل و مخالفان آنها، سازمانهای موافق امپرياليسم و مخالفان آنها. مهم اين نيست که اين سازمانهای ?انقلابی? روابط مشخص با اين قدرتهای استعماری داشته باشند يا خير. مهم اين است که اين سازمانها از زاويه نظری فلج شده و به تسخير تفکر ارتجاع جهانی در آمده اند. آنها ابزار دست ايجاد افکار عمومی اين ماشينهای تبليغاتی امپرياليستی هستند. لازم نيست که اين سازمانها جاسوسان امپرياليستها باشند. اما آنها از روی جهالت، تفکر جزمي، بی تجربگی سياسي، ليبراليسم، بی مسئوليتي، مد روز بودن، پيمودن راه کمترين مقاومت سياستهای امپرياليستی و صهيونيستی را تبليغ می کنند و آب به آسياب جنايات آنها می ريزند.

 

بر گرفته ازتوفان شماره 98 ارديبهشت ماه 1387 ارگان مرکزی حزب کارايران

www.toufan.org

toufan@toufan.org




 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.