ما هم برای اربابان یزدی پیامی داریم ..

 

منوچهر يزدي

 

در پی رایزنی های مقامات دولت جمهوری اسلامی با امریکاییها بر سر رسیدن بیک توافق سیاسی قابل عرضه به مجامع جهانی ، سر و کله ابراهیم یزدی در آمریکا پیدا شد ، گرچه او ماموریتی ویژه دارد ولی سخنرانی او در اتستیتوی خاور میانه در واشنگتن میتواند پیامی باشد به ملت ناراضی ایران از سوی اربا ب ....

یزدی در این سخنرانی به تاکید و مکرر اظهار داشت  : .. ما اشتباه کردیم ، من به نسل جوان میگویم اشتباه مارا تکرار نکنید و نگویید اگر اینها بروندهمه چیز خوب خواهد شد ...!

دوستی پس از شنیدن حرفهای ابراهیم یزدی  شگفت زده سوال میکرد  :

آیا یزدی سر غیرت آمده است ..؟

پرسش این دوست و واژه غیرت مرا بیاد داستانی انداخت که شنیدنی است به او گفتم :

میگویند   بازرگانی بهنگام خرید غلامی ، از فروشنده پرسید عیب این غلام چیست  ؟ فروشنده گفت فقط یک عیب دارد که باید سر غیرتش آورد تا دلاوری کند . بازرگان به آن امید که دلاور است وی را خرید و بار سفر بست و براه افتاد ، هنوز یک منزل نرفته بود که راهزنان به کاروانش زدند و هرچه غلام را به دفاع خواند جز فریاد و دشنام هنری از او ندید   رئیس دزدان چون فریاد و فحاشی غلام را دید دستور داد برای اینکه صدایش قطع شود بی حرمتش کنند ، سی و نه تن ا ز دزدان بر او سپوختند و چون به چهلمین نفر رسید غلام بر سر غیرت آمد و از جای برخاست و با چوبی همه دزدان را تار و مار گردانید . بازرگان گفت :  چه دیر بر سر غیرت می آید  !!؟

دوست درد آشنایم که رنج دوران سی ساله او را از پای در آورده است زهر خندی زد و گفت :

 

ابراهیم یزدی  و غیرت  ؟

 او از دهه 1950 میلادی ببعد که دستش را در دستان ریچارد کاتم مامور وزارت خارجه آمریکا در ایران نهاد ، با غیرت ایرانی و فضیلت اخلاقی وداع گفت ... او ایران آزاد  را به اندیشه های ابلهانه و قدرت طلبی های مزورانه فروخت و چون زمینه نا مردمی در او وجود داشت بهنگام عزیمت به امریکا در سالهای 1959 به خدمت تشکیلات اخوان المسلمین در آمد و برای اشاعه اندیشه محمد غزالی انجمن اسلامی دانشجویان اسلامی را براه انداخت و بعد ها با یک استراتژی جدید سازمان مسلمانان جوان را بنیاد نهاد .

در تمام این کوششها ، او لحظه به لحظه از ایران و هویت ایرانی و تاریخ ایران دور میشد و در مکتب اسلام بنیاد گرای غزالی که از فراورده های دیپلماسی بریتا نیا بود مستحیل میگشت .

و اکنون که یزدی پس از فروپاشی ایران و اعدام ارتش  به نیت صاف کردن جاده برای عبور بولدزر انقلاب و نیز پس از سی سال که از عمر مانیفست عقب کشیدن عقربه زمان از قرن بیست ویکم به قرون وسطی میگذرد به سرزمین موعود سفر میکند تا ملت ایران را از تجربه اتحاد جماهیر شوروی به هراس اندازد و دست از پا خطا نکنند و همجنان گردن خود را زیر تیغ ارتجاع امریکایی – انگلیسی داشته باشند و دم نزنند و گرنه ایران به روزگار شوروی متلاشی شده و تجزیه گشته دچار خواهد شد .

ابرهیم یزدی در انستیتوی خاورمیانه واشنگتن که روزگاری طراحان پروژه فروپاشی ایران و بازگشت خاورمیانه به قرون وسطی دادسخن میدادند و شاهنشاه ایران را به دیکتاتور و دژخیم متهم میکردند ، چنین میگوید :

در ایران مثل کشورهای اروپای شرقی انقلاب  نخواهد شد و چیزی که احتمالش هست اینست که تجربه روسیه در ایران تکرار شود...

نغمه شوم ابراهیم یزدی را یکبار دیگر پس از سی سال از  قلب واشنگتن میشنویم که ناقوس مرگ وحدت ایران زمین را بصدا در میآورد ..یک بار صدای مرگبار انقلاب را از زبان او شنیدیم و اینک دستاورد آن را به ملت ایران ابلاغ میکند ...

ما پاسخی برای پیام ابراهیم یزدی داریم  ، از او میخواهیم به همه اربابان خود که طراحان پروژه  " خاورمیانه در قرون وسطی " بودند مانند  ریچارد کاتم _ ریچارد فالک –رمزی کلارک پرفسور بولنت -  پرفسور ریکس و  وصاحبان بنیاد صلح راسل  و موسسه مطالعات روشهای سیاسی  و موسسه عفو بین المللی و مدیران روزنامه تایمز لندن و  وارن کریستوفر و نیز لندن نشینان از قبیل سر جان باگوت گلاب پاشا و لرد کارادون و سر رابرت اسوان و مارگارت مید و ماموران سرویس جاسوسی انگلیس در فرانسه مثل  رنه دومون – ژان پیرویزیه – میشل فوکون و هارون تارویف و علمای فراماسون که آنها را خوب میشناسد و بالاخره همه یاران و هم اندیشانش که در فرو پاشی اقتدار ملت ایران از هیچگونه کوششی دریغ نورزیدند..از طرف ما بگوید :

آقایان و خانمها   ایران نه روسیه است و نه اروپای شرقی    ایرانیها پس از سی سال مرارت  ، دشمنان خود را که لباس دوست و غمخوار به تن کرده بودند  شناخته و دیگر گول دمکراسی ابلهانه آمریکایی و انگلیسی را نمیخورند .

  آقای یزدی به اربابان تان بفرمایید ایرانیها از مرز شعارهای مرگ بر آمریکا و اسرائیل گذشته اند و دیگر فریب این جنگهای مبتذل زرگری را نمیخورند به آنها که خواب فدرالیسم را برای ایران دیده اند  بگویید اگر این بار هم اشتباه کنید فاتحه تمدن غرب را خوانده اید و جهان را بگورستان نادانی و جهالت مبدل خواهید کرد   و ظلمت قرون وسطایی خاور میانه به شرق و غرب گسترش خواهد یافت و دامان امنیت و آرامش تان را خواهد گرفت  .

به آنان تفهیم کنید با حذف شاهنشاه ایران توانستید خاور میانه را به خون و آتش بکشید ولی تلاش برای حفظ شرایط موجود و حمایت از حکومت های تروریست و ترور پرور آتش به خرمن غرب خواهد زد . تداوم تحجر لجام گسیخته ، جهان را به جنگی وحشتناک سوق خواهد داد ...دست از فریب بزرگ بردارید تا امنیت به جهان باز گردد .

آقای یزدی   اشتباه اولی شما ، سبب  سی سال رنج و آزردگی ملت ایران و فرار مغزها و ارزشها ازکشور و توقف تمام برنامه های توسعه و ترقی میهن مان گردید و عقربه زمان متوقف گشت...واز برکت سقوط ایران همه کشور های همسایه به نان و نوایی رسیدند و امروز به ابزار تهدید علیه ما تبدیل شده اند .

آقای یزدی دولت هایی که امروز سر از لاک در آورده اند و یکروز جزایر ایرانی را طمع میکنند ،یکروز بر دریای مازندران چنگ می اندازند ، یکروز اروند رود را طلب میکنند و روزی دیگرچشم نا محرم بر تمامیت ارضی ایران میدوزند ...روزگاری برای بوسیدن دست نخست وزیر ایران ازهم سبقت میجستند ... آری در روز هایی که شما و دوستان انگلیسی و آمریکایی تان در تدارک وحشت بزرگ برای ایران بودید رهبران جهان در آروزی مجالست با شاهنشاه ایران بودند تا بیاموزند آیین کشور داری را...اما امروز تنها کلاغ ../ دریده باقی مانده که بر ما .....

آقای ابراهیم یزدی ... دیگر اشتباه کافی است ، دست از جان این ملت بردارید و ایران را به فرزندانش که ققنوس وار سر از خاکسترحکومت محمد غزالی برداشته اند بسپارید و به دوستان واشنگتن و لندنی تان بگویید ، رسوایی بس است ، برای فردا ها قدری آبرو بجای بگذارید...ایران هرگز نمیمیرد چون ریشه در بن تاریخ تمدن بشریت دارد

 

لينك مطلب




 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.